ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )

76

سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )

مراد « 1 » سوم قرار دارد و با آنكه بر تمام شهر مسلط است ، آن‌طور كه بايد و شايد منظره‌ى خوشايند و چشم‌نوازى به اين شهر نمىدهد . در هيچ جا حتى يك درخت يا اثرى از سبزى ديده نمىشود . مگر در جزيره‌ى كوچكى كه از اتصال دو شاخه‌ى رودخانه تشكيل شده است و در آن گوشه روس‌ها باشگاه و جايگاه رقصى ترتيب داده‌اند . در اين زمين جزيره مانند ، آنها توانسته‌اند با هزار زحمت چمن كم‌پشت و ضعيفى برويانند و از وسط آن خيابانى كشيده و عنوان پرطمطراق بولوار روى آن بگذارند . دو يا سه اصله درختى كه نمىدانم به چه نحوى در مسافتى از شهر روييده و داراى شاخ و برگى است ، گردشگاه دايمى ساكنان شهر خاصه همسران كارمندان روس است . اين تبعيدىهاى بخت برگشته ، اسم حوالى اين چند درخت مردنى و كم‌سايه را بيشه و باغ بهشت گذاشته‌اند . بازار كه در اغلب شهرهاى مشرق زمين جاى تماشايى و با اهميتى است ، در اين شهر از چند دكان غم‌انگيز تشكيل شده كه از ديوار گلى و يا از تخته ساخته شده است . هيچ رفت و آمدى نيست . اكثريت جمعيت ترك بعد از الحاق اين شهر به روسيه از آنجا مهاجرت كرده‌اند و خانه‌هاى ويران شده‌ى خود را كه از فرداى روز محاصره به اين صورت درآمده است ، ترك گفته‌اند . تنها نقطه‌ى تا حدى پرتردد شهر پاى پلى است روى رودخانه پرپيچ‌وخمى كه گرد كوه و پايه‌ى قلعه دور مىزند . روى اين پل قزاق‌ها ، كردها ، عرب‌ها و ستونى از يونانىها و روس‌ها ، گاهى لازها « 2 » و گاهى هم - البته خيلى به‌ندرت - كاروان‌ها پشت سر هم در رفت و آمدند . در لحظه‌ى بازديد ما از آن نواحى در زير پل گاوميش‌ها در گل‌ولاى رودخانه به پهلو خوابيده بودند و چشمانشان نيمه‌باز بود . كمى پايين‌تر ، مشك‌هاى بار شده به قاطرها را از آب رودخانه پر كرده و به شهر حمل مىكردند و بيچاره حيوان‌هاى زبان بسته زير سنگينى بار و ضربات شلاق سقايان خرد و خمير مىشدند . گاهى يكى از حيوان‌ها از پا درمىآمد و نقش زمين مىشد ، فورا قاطرچى چاقويش را از جيبش درآورده و گوش آن را آن قدر مىبريد كه از شدت درد قاطر بيچاره هرطور شده از جايش بلند مىشد و خواه و ناخواه راهش را در پيش مىگرفت .

--> ( 1 ) . سلطان مراد سوم ، سلطان عثمانى ( 1546 - 1595 ) ، فرزند سلطان سليم دوم از سال 1574 با از ميان برداشتن پنج برادر خود بر تخت سلطنت نشست . با آنكه سلطان عياش و نالايقى بود ، ولى در دوران سلطنت وى امراى قشون عثمانى در ايران به پيروزىهايى نايل آمدند ، از جمله قسمتى از گرجستان را كه جزء قلمرو ايران بود ، به تصرف خود درآوردند ، ظاهرا اين قلعه يادگار آن پيروزى بوده است . م . ( 2 ) . Lazes